اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

361

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

مغيره و عتبة بن ربيعه بودند آمد ، و گفت : امشب براى شما نوزادى متولد شده است ؟ گفتند : نه . گفت به خدا قسم اى گروه قريش كه از دست شما رها شد و اگر چنين باشد ، در فلسطين پسرى متولد شده است كه نام او » احمد « است و خالى دارد برنگ سنگ تيره و هلاكت اهل كتاب بدست او خواهد بود . گروه قريش از جا برنخاستند كه بانها گفته شد ، ديشب براى عبد الله بن عبد المطلب پسرى متولد شده است . پس آن مرد رفت و به او نگاه كرد و سپس گفت : به خدا قسم اين پسر همان است ، واى بر اهل كتاب از او . و چون قريش را از شنيدن اين سخن خوشحال ديد ، گفت : به خدا سوگند چنان شما را زبون سازد كه زبانزد مردم مشرق و مغرب گردد . ازدواج عبد الله با آمنه دختر وهب ، ده سال و بقولى ده سال و اندى پس از حفر زمزم بود ، و ميان فديه دادن عبد المطلب براى پسرش وزن گرفتن براى او يك سال فاصله شد . نام عبد الله پدر رسول خدا » عبد الدار « و بقولى » عبد قصى « بود و در همان سالى كه در آن ( از قربانى شدن ) آزاد شد ، عبد المطلب گفت : هذا عبد الله » اين بنده خداست « ، و بدين ترتيب در همان روز بود كه او را عبد الله نام نهاد . فاصله ميان ازدواج پدر رسول خدا با مادر آن بزرگوار و ولادت آن حضرت بروايت جعفر بن محمد ، ده ماه و بقول بعضى يك سال و هشت ماه بوده است . از مادر او روايت شده كه گفت : چون وضع حمل كردم نور درخشنده اى را ديدم كه از من پديد آمد چنان كه بيمناك شدم و چيزى از آنچه زنان مىبينند ، نديدم ، و بعضى روايت كرده‌اند كه گفت : چنان نورى از من درخشيد كه قصرهاى شام را ديدم و چون به زمين آمد مشتى از خاك برگرفت سپس سرش را به آسمان بلند كرد . . . [ 1 ] و نخستين كسى كه پس از مادرش از

--> [ 1 ] ر . ك . سيره ابن هشام ج 1 ص 177 .